آرشیو خرداد, ۱۳۹۱

داستان کوتاه: حسن عشق فیلم

این حسن آقای ما ، کشته و مرده ی بازیگری است . از آن آدم هایی که در حرفه ی ما به آن ها می گویند « عشق فیلم ». این حسن آقا از آن کله سحر که از خواب پا میشود  ، بعد از خواندن نماز ، به پارک نزدیک خانه شان می رود ، یکی دو دوری دور پارک راگز می کند ، با یکی دوتا از این دستگاه  های ورزشی که در آن جا کار گذاشته اند ور می رود و بعد راهش را می گیرد ومثل آن زمانهایی که سرباز بود ، به دو آهسته  می رود خانه .  به خانه که می رسد دوشی می گیرد و سرو رویی صفا میدهد و یک راست خودش را می اندازد توی آشپز خانه  .

Share