داستان کوتاه: حسن عشق فیلم

داستان کوتاه: حسن عشق فیلم
۵ (۱۰۰%) ۲ votes

این حسن آقای ما ، کشته و مرده ی بازیگری است . از آن آدم هایی که در حرفه ی ما به آن ها می گویند « عشق فیلم ». این حسن آقا از آن کله سحر که از خواب پا میشود  ، بعد از خواندن نماز ، به پارک نزدیک خانه شان می رود ، یکی دو دوری دور پارک راگز می کند ، با یکی دوتا از این دستگاه  های ورزشی که در آن جا کار گذاشته اند ور می رود و بعد راهش را می گیرد ومثل آن زمانهایی که سرباز بود ، به دو آهسته  می رود خانه .  به خانه که می رسد دوشی می گیرد و سرو رویی صفا میدهد و یک راست خودش را می اندازد توی آشپز خانه  . هر چه باشد فرقی نمی کند  . هر چه را که زنش برایش گذاشته باشد روی میز غذا خوری ، به عنوان صبحانه  می خورد  و تا زنش از سرکار برگردد  و بچه هایش از مدرسه بیایند خانه ، تمام قد می ایستد رو به روی آینه ی  قدی خانه شان و شروع میکند به  ادای بازیگر های مورد علاقه اش را در آوردن . یک بار می شود آل پاچینو ، یک بار می شود بهروز وثوقی، یکبار هم  می شود محمد رضا گلزار . اما شاهکار ش زمانی است که توپ باشد و برود توی حس و حال نیکی کریمی . آن هم نیکی کریمی فیلم دو زن . ببینی روده بر می شوی ….

 

ادامه داستان…

 

 

Share

ارسال شده در خرداد ۱۰ام, ۱۳۹۱ موضوع سرگرمی و تفریحی,فرهنگ و هنر توسط داغ کن - کلوب دات کام

ارسال نظر به




XHTML::
<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>